به شتر مرغ گفتند بار ببر، گفت : مرغم، گفتند : بپر، گفت : شترم !
بهر كجا كه روي آسمان همين رنگه !
به يكي گفتند : سركه هفت ساله داري ؟ گفت : دارم و نميدم، گفتند : چرا ؟ گفت : اگر ميدادم هفت ساله نميشد !
پا را به اندازه گليم بايد دراز كرد !
پياده شو با هم راه بريم !
تعارف كم كن و بر مبلغ افزا !
توي دعوا نون و حلوا خير نميكنند !
جواب ابلهان خاموشيست !
جوجه را آخر پائيز ميشمرند !
چار ديواري اختياري !
چاقو دسته خودشو نميبره !
چاه كن هميشه ته چاهه !
چاه مكن بهر كسي، اول خودت، دوم كسي !
چراغي كه به خونه رواست، به مسجد حرام است !
چيزي كه عوض داره گله نداره !
خال مهرويان سياه و دانه فلفل سياه --- هر دو جانسوز است اما اين كجا و آن كجا ؟!
خدا گر ببندد ز حكمت دري --- ز رحمت گشايد در ديگري !
خدايا آنكه را عقل دادي چه ندادي و آنكه را عقل ندادي چه دادي ؟ ((خواجه عبدالله انصاري ))
درخت هر چه بارش بيشتر بشه، سرش پائين تر مياد !
درد، كوه كوه مياد، مومو ميره !
در دنيا هميشه بيك پاشنه نميچرخه !
در ديزي وازه، حياي گربه كجا رفته !
درس اديب اگر بود زمزمه محبتي --- جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را .
در عفو لذتيست كه در انتقام نيست !
در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست ! (( حافظ شيرازي ))
درم داران عالم را كرم نيست --- كريمان را بدست اندر درم نيست !
در، هميشه بيك پاشنه نميگرده !
دست بالاي دست بسيار است .
دشمن دانا بلندت ميكند --- بر زمينت ميزند نادان دوست !
دشمن دانا كه غم جان بود --- بهتر از دوست كه نادان بود . (( نظامي ))
دود از كنده بلند ميشه !
دوصد گفته چو نيم كردار نيست !
ديوار موش داره ، موش هم گوش داره !
ديوانه چو ديوانه به بيند خوشش آيد !
ذره ذره جمع گردد وانگهي دريا شود .
روزگار است اينكه گه عزت دهد و گه خوار دارد --- چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد .(( قائم مقام فراهاني ))
زبان خوش، مار را از سوراخ بيرون ميآورد !
زخم زبان از زخم شمشير بدتره !
زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز!
زمستان رفت و رو سياهي به زغال موند !
سالي كه نكوست از بهارش پيداست !
سر بيگناه، پاي دار ميره اما بالاي دار نميره !
سر را با پنبه ميبرد !
سرش بوي قرمه سبزي ميده !
سرش توي لاك خودشه !
سركه نه در راه عزيزان بود --- بار گرانيست كشيدن بدوش ! (( سعدي ))
سري كه عشق ندارد كدوي بي بار است . (( لبي كه خنده ندارد شكاف ديوار است ... ))
سنگ مفت، گنجشك مفت !
شتر را گفتند : چرا گردنت كجه ؟ گفت : كجام راسته !
شتر مرغ را گفتند : بار بردار . گفت : من مرغم . گفتند : پرواز كن . گفت : من شترم !
شريك اگر خوب بود خدا هم شريك ميگرفت !
شنونده بايد عاقل باشه !
ضرر را از هر جا جلوشو بگيري منفعته !
عاقبت جوينده بابنده بود ! (( مولوي)) عاقبت گرگ زاده گرگ شود --- گر چه باآدمي بزرگ شود . (( سعدي ))
عالم بي عمل، زنبور بي عسله !
عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشكل !
عبادت بجز خدمت خلق نيست --- به تسبيح و سجاده و دلق نيست ! (( سعدي ))
عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد !
عشق پيري گر بجنبد سر به رسوائي زند !
عقل كه نيست جون در عذابه !
علاج واقعه پيش از وقوع بايد كرد .
علف بدهان بزي بايد شيرين بياد !
فلفل نبين چه ريزه بشكن ببين چه تيزه !
فواره چون بلند شود سرنگون شود !
قاطر را گفتند : پدرت كيست ؟ گفت : اسب آقادائيمه !
قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهري .
قربون برم خدا رو، يك بام و دو هوا رو، اينور بام گرما را اون ور بام سرمارو !
قوم و خويش، گوشت هم را ميخورند استخوان هم را دور نميندازند .
كار از محكم كاري عيب نميكنه !
كارد، دسته خودشو نمي بره !
كار، نشد نداره !
كار هر بز نيست خرمن كوفتن --- گاو نر ميخواهد و مرد كهن .
كاري بكن بهر ثواب - نه سيخ بسوزه نه كباب !
كاسه گرمتر از آش !
كاشكي را كاشتند سبز نشد !
كافر همه را بكيش خود پندارد !
كاه از خودت نيست كاهدون كه از خودته !
كجا خوشه؟ اونجا كه دل خوشه !
كدخدا را ببين ، ده را بچاپ !
كرم داران عالم را درم نيست --- درم داران عالم را كرم نيست !
كرم درخت از خود درخته !
كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من !
كسي كه خربزه مي خوره، پاي لرزش هم ميشينه !
كفگيرش به ته ديگ خورده !
كلاغ آمد چريدن ياد بگيره پريدن هم يادش رفت !
كمال همنشين در من اثر كرد --- وگر نه من همان خاكم كه هستم . [[ سعدي]]
كم بخور هميشه بخور !
كنار گود نشسته ميگه لنگش كن !
كند همجنس با همجنس پرواز ! (( كبوتر با كبوتر باز با باز ...))
كوزه گر از كوزه شكسته آب ميخوره !
كوه بكوه نميرسه، آدم به آدم ميرسه !
گر بدولت برسي مست نگردي مردي !
گربه دستش به گوشت نميرسه ميگه بو ميده !
گر در يمني چو با مني پيش مني --- ور پيش مني چو بي مني در يمني !
گرد نام پدر چه ميگردي ؟ --- پدر خويش باش اگر مردي ! [[ سعدي]]
گيرم پدر تو بود فاضل --- از فضل پدر تو را چه حاصل ! [[ نظامي]]
لالائي ميدوني چرا خوابت نميبره !
لب بود كه دندون اومد !
لقمان حكيم را گفتند : ادب از كه آموختي ؟ گفت : از بي ادبان ! [[گلستان سعدي]]
ليلي را از چشم مجنون بايد ديد !
ما اينور جوب تو اونور جوب !
مار بد بهتر بود از يار بد !
مار پوست خودشو ول ميكنه اما خوي خودشو ول نميكنه !
مار گزيده از ريسمان سياه و سفيد ميترسه !
ما صد نفر بوديم تنها، اونها سه نفر بودند همراه !
مال خودت را محكم نگهدار همسايه را دزد نكن !
ماه هميشه زير ابر پنهان نميمونه !
ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازه است !
مرغ همسايه غازه !
مرغ يه پا داره !
مرگ خوبه اما براي همسايه !
مرگ يه بار شيون يه بار !
معما چو حل گشت آسان شود !
من آنچه شرط بلاغ است با تو ميگويم --- تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال . [[ سعدي ]]
من از بيگانگان هرگز ننالم --- كه با من هر چه كرد آن آشنا كرد . [[ حافظ]]
من ميگم نره تو ميگي بدوش !
مهمون تا سه روز عزيزه !
مهمون مهمون و نميتونه ببينه صاحبخونه هر دو را !
ميون دعوا حلوا خير نمي كنند !
مي بخور، منبر بسوزان، مردم آزاري مكن !
ميوه خوب نصيب شغال ميشه !
ميهمان راحت جان است و ليكن چو نفس --- خفه سازد كه فرود آيد و بيرون نرود !
نابرده رنج گنج ميسر نمي شود --- مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد !
نفسش از جاي گرم در مياد !
نوشدارو بعد از مرگ سهراب !
نوكه اومد به ببازار كهنه مي شه دلازار !
نون اينجا آب اينجا - كجا بروم به از اينجا ؟
نونش توي روغنه !
نه به اون شوري شوري نه باين بي نمكي !
نه بر مرده بر زنده بايد گريست
نه در غربت دلم شاد و نه روئي در وطن دارم !
نه راه پس دارم نه راه پيش !
نه سر پيازم نه ته پياز !
نيش عقرب نه از ره كين است --- اقتضاي طبيتش اين است !
نيكي و پرسش ؟!
واي به وقتي كه بگندد نمك !
وعده سر خرمن دادن !
وقت مواجب سرهنگه، وقت كار كردن سربازه !
وقتي كه جيك جيك مستونت بود ياد زمستونت نبود ؟!
هر جا كه پري رخيست ديوي با اوست !
هر جا كه نمك خوري نمكدون نشكن !
هر چه بخود نپسندي بديگران نپسند !
هر چه بگندد نمكش ميزنند --- واي به وقتي كه گندد نمك !
هر چه به همش بزني گندش زيادتر ميشه !
هر چه پول بدي آش ميخوري !
هر چه پيش آيد خوش آيد !
هر چه رشتم پنبه شد !
هر چه عوض داره گله نداره !
هر چه كني بخود كني گر همه نيك و بد كني !
هر چه ميگم نره، بازم ميگه بدوش !
هر چيز كه خوار آيد يكروز به كار آيد !
هر رفتي، آمدي داره !
هر سخن جائي و هر نكته مقامي دارد !
هر سرازيري يك سر بالائي داره !
هر كه بامش بيش برفش بيش !
هر كه به اميد همسايه نشست گرسنه ميخوابه !
هر كه تنها قاضي رفت خوشحال بر ميگرده !
هر كه خربزه ميخوره پاي لرزش هم ميشينه !
هر كه دست از جان بشويد هر چه در دل دارد گويد !
هر كه را طاووس بايد جور هندوستان كشد !
هر كه را ميخواهي بشناسي يا باهاش معامله كن يا سفر كن !
هر كه نان از عمل خويش خورد --- منت از حاتم طائي نبرد !
هر كي بفكر خويشه كوسه بفكر ريشه !
هر كي كه زن نداره،آروم تن نداره !
هر گردي گردو نيست !
هر گلي زدي سر خودت زدي !
هزار تا چاقو بسازه يكيش دسته نداره !
هزار دوست كمه، يك دشمن بسيار !
هشتش گرو نه است !
هلو برو تو گلو !
هم از توبره ميخوره هم از آخور !
همان آش است و همان كاسه !
هم خدا را ميخواهد هم خرما !
هم فاله و هم تماشا !
هم لحافه و هم تشك !
همه سروته يه كرباسند !
هميشه شعبان ، يكبا ر هم رمضان !
هيچ بقالي نميگه ماست من ترشه !
هيچ گروني بي حكمت نيست ! هيچ ارزوني بي علت نيست !
يكي رو تو ده راه نمي دادند سراغ كدخدارو ميگرفت !
يك بز گر گله را گر ميكند !
يه دست صدا نداره !
يه ديوانه سنگي به چاه ميندازه كه صدعاقل نميتونه بيرون بياره !
يه سوزن بخودت بزن و يه جوالدوز به مردم !
يه كلاغ و چهل كلاغ !
يه گوشش دره يه گوشش دروازه !
يه مو از خرس كندن غنيمته !