به سایت کلج خوش آمدید

 

براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است

کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد

(پائولو کوئلیو)

 

 

HOME : NEWS : KALLAJ : MY PICTURES : IRAN : ENTERTAINMENT : CHILDREN : CONTACT : POETRY : NORWAY

سخنان بزرگان

---------

تاجر بلخی

مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان می برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می گیرد که والله، بالله من زنده ام! چطور می خواهید مرا به خاک بسپارید؟ اما چند نفر از دستیاران قاضی شهر که پشت سر تابوت هستند، بی توجه به حال و احوال او رو به مردم کرده و می گویند: پدرسوخته ی ملعون دروغ می گوید.او مُرده است. مسافر حیرت زده حکایت را پرسید. گفتند: این مرد فاسق ،و تاجری ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پیش که به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضی بلخ شهادت دادند که ُمرده و قاضی نیز به مرگ او گواهی داد. پس یکی از مقدسین شهر زنش را گرفت و یکی دیگر اموالش را تصاحب کرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعای حیات می کند. حال آنکه ادعای مردی فاسق در برابر گواهی چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمی افتد. این است که به حکم قاضی به قبرستانش میبریم، زیرا که دفن میّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا جایز نیست

-----
نادیده بگیرید

امواج منفی را نادیده بگیرید. روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید. پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند.

شاد باشید و شادی بخش
++++++

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.
آنها پرسيدند: آيا شوهرتان خانه است؟
زن گفت: نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.
آنها گفتند: پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: ما با هم داخل خانه نمي شويم.
زن با تعجب پرسيد: چرا!؟ يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت: نام او ثروت است. و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت: نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت: چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! ولي همسرش مخالفت کرد و گفت: چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟
فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد: بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت: کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد: شما ديگر چرا مي آييد؟
پيرمردها با هم گفتند: اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست!
آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آورید.
-------

نامه ابراهام لينکلن به معلم پسرش

به پسرم درس بدهيد


او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند ،اما به پسرم بياموزيد،كه به ازاي هر شياد، انسان صديقي هم وجوددارد .به او بگوييد ،به ازاي هر سياستمدار خودخواه ، رهبر جوانمردي هم يافت مي شود .به او بياموزيد ،كه در ازاي هردشمن،دوستي هم هست . مي دانم كه وقت مي گيرد ،اما به او بياموزيد، اگر با كار و زحمت خويش ، يك دلار كاسبي كند بهتر ازآن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد .به او بياموزيد،كه از باختن پند بگيرد . از پيروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه خوردن بر حذر داريد .به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد .اگر مي توانيد، به او نقش موثر كتاب در زندگي راآموزش دهيد .به او بگوييد، تعمق كند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود .به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود .به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد.به پسرم ياد بدهيد، با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن كش باشد .به او بگوييد،به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند .به پسرم ياد بدهيد، كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند
.
ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد . اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد .به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست .به او بگوييد، كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد
.
در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد، اما از او يك نازپرورده نسازيد .بگذاريد كه او شجاع باشد،به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد بكنيد

+++++

معلم نفس خود و شاگرد وجدان خویش باش

+++++

حضرت محمد(ص) فرمود :

ببخش و سخت نگیر تا بر تو سخت نگیرند .

دو صفت را خدا دوست ندارد: بدخویی و بخل.

دو صفت را خدا دوست دارد : بخشش و گذشت.

بخیل از همه کس کم تر در آسایش است.

امام علی (ع) فرمود :

منشا بی نیازی عقل است. خود پسند همواره واهمه دارد.

بهترین تقوا ظاهر نکردن به آن است .

بالاترین ثروت و بی نیازی آرزو نداشتن است .

کسی که به خاطر مشکلات دنیایی اندوهگین شود، نسبت به

مشیت خدا خشمگین شده است .

اگر عقل به مرتبه‌‌ کمال برسد، سخن کوتاه خواهد شد.

آرزو نداشتن بالاترین ثروت هاست.

سخاوت آن است که بی چشمداشت باشد.

خرمند پیش از گفتن می اندیشد و احمق پیش از اندیشیدن می گوید.

زرتشت فرمود:

خدایا به ما کمک کن ، ما چشم به راه لطف تو هستیم .

بهترین گفته ها را با گوش بشنوید و با اندیشه روشن ببینید .

براي آنکه به طریق خود

ایمان داشته باشیم

لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است

کسی که چنین می پندارد

به گامهای خود نیز ایمان ندارد

(پائولو کوئلیو)

--------

برای زیستن دو قلب لازم است

قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند

شاملو

-------
------
راز موفقت در زندگی را فقط کسانی آموختند که در زندگی موفق نشدند

يک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است.
-رسول اکرم صلی الله عليه و آله
از تفکر و تعقل غافل نشويد ، زيرا تفکر حيات بخش قلب آگاه و کليد درهای حکمت است .
-امام حسن عليه السلام

عشق از نگاه دالايی لاما

به خاطر داشته باش كه بهترين رابطه، رابطه‌ای‌ست كه ميزان عشق طرفين، از ميزان نيازشان به يكديگر تجاوز كند.

از کلام حضرت امير (ع)

(مرد) عاقل كسی‌ست كه بر آن‌چه ندارد تاسف نمی‌خورد، بلكه از آن‌چه دارد لذت می‌برد.

امیدواری در کلام حضرت امیر (ع)- 1

اميدوارترين مردم كسی ست كه اگر نقصی در كارش پديد آيد بی‌تامل در راه اصلاحش بكوشد.

امیدواری در کلام حضرت امیر (ع)- 2

برای آن چيزيكه بدان اميد نداری، اميدوارتر از چيزی باش كه بدان اميدواری.

ثروتمند در کلام حضرت امیر

ثروتمند کسی نیست که مال فراوان داشته باشد، بلکه کسی‌ست که در بند آز نباشد

ارسطو و شادی

شادی، بهترين چيزهاست. آن‌قدر اهميت دارد كه ساير چيزها تنها برای كسب آن هستند.

دالایی لاما

سه اصل را فراموش نکن؛ احترام به خویشتن، اخترام به دیگران و پذیرش مسوولیت کلیهِ اعمالی که انجام می‌دهی.

نگاه چارلی چاپلین

به جای اين‌كه جای كسی را بگيريد، تلاش كنيد جای واقعی خود را بيابيد.

کنفوسیوس و آزادگی

مرد آزاده دقت نظر مردم را به صفات نیک دیگران جلب می‌کند نه به صفات زشت ایشان، و مرد عامی برعکس آن رفتار می‌کند.

ژان‌پل‌سارتر

انسان، مجموعه‌ای از آن‌چه دارد نيست، بلكه مجموعه‌ای‌ست از آن‌چه هنوز ندارد اما می‌تواند داشته باشد.

كنفسيوس

هرگز تاریکی را لعن و نفرین نکنید، بلكه سعی كنيد شمعی روشن كنيد تا قسمت كوچكی از آن را روشن كرده باشيد.

اسپنسر جانسون:

زندگی دو نیمه است : نیمه اول در انتظار نیمه دوم ، نیمه دوم در حسرت نیمه اول

ابوعلی سینا :

هیچ چیز در دنیا اتفاقی نیست

به گذشته خود هرگز نمي انديشم، مگر آنکه بخواهم از آن نتيجه اي بگيرم.

-نهرو
من فکر مي کنم، پس هستم.
-دکارت
به ندرت به آنچه که داريم مي انديشيم، در حالي که پيوسته در انديشه چيزهايي هستيم که نداريم.
-شوپنهاور
افکار بزرگ هميشه با مخالفت شديد و خشونت بار طبقه عوام رو به رو بوده اند.
-انيشتين
اگر شخصي باعث رنجش شما مي شود، بهاين دليل است که خود در اعماق وجود خود رنج مي کشد و رنج او لبريز مي شود. بنابراين او مستحق مجازات نيست بلکه نيازمند کمک است. اين همان پيام او براي شما است. تيک نات هان، راهب ويتنامي و مربي تعليمات بودايي
آدم پرحرف تخم ميكند و آدم خاموش درو ميكند
اقليدس

شکسپیر :

حقیقت را همانطور که هست بپذیر

خطا پايه موفقيت است و وسيله اي است كه با آن مي توان به موفقيت رسيد. ( Loa Tzu)

از اشتباهات خود شرمنده نشويد و آن را جرم ندانيد. كنفسيوس

موفقيت توانايي رفتن از شكستي به شكست ديگر بدون از دست دادن شور و حرارت است. وينستون چرچيل

بخشش يعني آزاد کردن يک زنداني و اينکه بفهمي آن زنداني کسي به جز خودت نبوده --------- لويس اسمدس

... من نه دل نگران سنّتم، نه دل نگران تجدّد، نه دل نگران تمدّن، نه دل نگران فرهنگ و نه دل نگران هيچ امر انتزاعي از اين قبيل. من دل نگران انسانهاي گوشت و خون داري‌هستم که مي آيند، رنج مي برند و مي روند. سعي کنيم که اولا : انسانها هرچه بيشتر با حقيقت مواجهه يابند، به حقايق هرچه بيشتري دست يابند؛ ثانيا هرچه کمتر درد بکشند و رنج ببرند و ثالثا هرچه بيشتر به نيکي و نيکوکاري بگرايند و براي تحقّق اين سه هدف از هرچه سودمند مي تواند بود بهره مند گردند، از دين گرفته تا علم، فلسفه، هنر، ادبيات و همه دستاوردهاي بشري ديگر.
مصطفي ملكيان

هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود .

(( گابريل گارسيا ماركز ))

دنيا يکسره صحنه ي بازي است و همه بازيگران آن بنوبت ميآيند و ميروند و نقش خود را به ديگران ميسپارند

شکسپير

حقيقت انکارناپذير است. بدخواهي ممکن است به آن حمله کند. ممکن است ناداني آن را به استهزا بگيرد. اما سرانجام حقيقت پايدار خواهد بود. - سر وينستون چرچيل

رومن رولان

خوشبختي در اين است كه حدود و همه چيز را بشناسيم و به آن احترام بگذاريم.

تريستان برنارد

براي آنكه بتوانيد با ديگران در كمال آرامش زندگي كنيد از آنها جز آنچه مي توانند در راهتان نثار كنند چيز ديگري نخواهيد.

آندره ژيد

هرگز براي تمتع از خوشبختي ، امروز و فردا مكن .

ديسرائيلي

مردم موفق امروز كودكان جسور ديروز بوده اند

فرانسيس اواتر

يكي از ناشناخته ترين لذت ها در زندگي حرف زدن با خويشتن است .

از اشتباهات خود شرمنده نشويد و آن را جرم ندانيد. ( كنفسيوس )

نادیده بگیرید

امواج منفی را نادیده بگیرید. روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید. پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند.

شاد باشید و شادی بخش

كسـي جـرات موفق شدن را دارد كه جرات شروع كردن را داشته باشد.

شما نمی توانید فقط با قصد انجام یک کار به شهرت برسید./هنری فورد

دانایان با عمل زندگی می کنند ، نه با اندیشه عمل . کارلوس کاستاندا

اگر ندانید که به کجا می روید چگونه توقع دارید به آن جا برسید؟ باسیل اس.والش

عشق هرگز به رنگ ترديد در نمي آيد . بوبن

ذهن خود را به آنچه می خواهید معطوف کنید نه آنچه را نمی خواهید.

مرگ هم بزرگتر از كوه است و هم كوچكتر از مو. ژاپني

تنها کسانی که بیش از ثروتمندان به پول فکر می کنند فقرا هستند. اسکار وایلد

كليد موفقيت در نگه داشتن حد و اندازه براي هر چيز است. رابينز

صاحب همت در پیچ و خم های زندگی هیچ گاه با یاس و درماندگی روبرو نخواهد شد.ناپلئون

نیک بخت ترين مردم کسي است که کردار به سخاوت بيارايد و گفتار به راستی. بوعلی سينا

اگر به دنبال موفقیت نروید خودش به دنبال شما نخواهد آمد. ماروا کلینز

خوشبختي از جايي شروع مي شود كه جاه طلبي پايان مي پذيرد. مجارستاني

برای رسیدن به آرامش باید دری آهنین به روی گذشته و آینده کشید و تنها به حال اندیشد. دیل کارنگی

قبل از فرا رسیدن ظلمت چراغت را روشن کن. ایرانی

به شخصی که به هیچ کس اعتماد ندارد اعتماد نداشته باش. شکسپیر

شادمانی را وقتی برای خود می خواهیم از ما می گریزد و وقتی برای دیگران می خواهیم خودمان هم پیدایش می کنیم .

خشم و رنجش موجب پریشانی است و ارتباط و مصاحبت موجب آرامش پس خشم خود را از دیگران در مصاحبت با آنها مطرح کنیم .

شاگردان متوسط هستند که جهان را تغییر داده اند نه شاگردان برتر و زرنگ ترومن

بخشنده کسی است که اغاز گر نیکی باشد .حضرت علی ع

شریف ترین دل ها دلی است که اندیشه آزارکسان درآن نباشد. زرتشت

کسانی که گذشته را فراموش کنند مجبور به تکرار آن هستند. ایرانی

هیچ یک از تمایلات نفس انسانی خطرناک تر از تمایل به تنبلی نیست. اسمایلز

یک کلمه محبت آمیز می تواند تمام فصل زمستان انسان را گرم کند. ژاپنی

آنکه قاتل است يک بار ميکشد... آنکه تهمت ميزند هزار بار

---------

نامه ای از ویکتور هوگو

،قبل از هر چيز برايت آرزو ميكنم كه عاشق شوي
و اگر هستي ، كسي هم به تو عشق بورزد
و اگر اينگونه نيست ، تنهاييت كوتاه باشد
و پس از تنهاييت ، نفرت از كسي نيابي
آرزومندم كه اينگونه پيش نيايد
اما اگر پيش آمد ، بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي كني
برايت همچنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي
از جمله دوستان بد و ناپايدار
برخي نادوست و برخي دوستدار
كه دست كم يكي در ميانشان بي ترديد مورد اعتمادت باشد
و چون زندگي بدين گونه است
برايت آرزو مندم كه دشمن نيز داشته باشي
نه كم و نه زياد ..... درست به اندازه
تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قراردهند
كه دست كم يكي از آنها اعتراضش به حق باشد
تا كه زياده به خود غره نشوي
و نيز آرزو مندم مفيد فايده باشي ، نه خيلي غير ضروري
تا در لحظات سخت
وقتي ديگر چيزي باقي نمانده است
همين مفيد بودن كافي باشد تا تو را سرپا نگاه دارد
همچنين برايت آرزومندم صبور باشي
نه با كساني كه اشتباهات كوچك ميكنند
چون اين كار ساده اي است
بلكه با كساني كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير ميكنند
و با كاربرد درست صبوريت براي ديگران نمونه شوي
و اميدوارم اگر جوان هستي
خيلي به تعجيل ، رسيده نشوي
و اگر رسيده اي ، به جوان نمائي اصرار نورزي
و اگر پيري ،تسليم نا اميدي نشوي
چرا كه هر سني خوشي و ناخوشي خودش را دارد و لازم است
بگذاريم در ما جريان يابد
اميدوارم سگي را نوازش كني ، به پرنده اي دانه بدهي و به آواز يك سهره گوش كني ، وقتي كه آواي سحرگاهيش را سر ميدهد
چراكه به اين طريق ، احساس زيبايي خواهي يافت
به رايگان
اميدوارم كه دانه اي هم بر خاك بفشاني
هر چند خرد بوده باشد
و با روييدنش همراه شوي
تا دريابي چقدر زندگي در يك درخت وجود دارد
به علاوه اميدوارم پول داشته باشي ، زيرا در عمل به آن نيازمندي
و سالي يكبار پولت را جلو رويت بگذاري و بگويي
"
اين مال من است "
فقط براي اينكه روشن كني كدامتان ارباب ديگري است
و در پايان ، اگر مرد باشي ،آرزومندم زن خوبي داشته باشي
و اگر زني ، شوهر خوبي داشته باشي
كه اگر فردا خسته باشيد ، يا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانيد تا از نو بيآغازيد

اگر همه ی اينها كه گفتم برايت فراهم شد
ديگر چيزي ندارم برايت آرزو كنم

ويكتور هوگو

------

نامه چارلی چاپلین به دخترش

دخترم

اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم ٬ برای آن است که ازنیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم٬ من زمانی دراز در سیرک زیسته ام٬ و همیشه و هر لحظه٬ بخاطر بند بازانی که از روی ریسمانی بس نازک راه می روند٬ نگران بوده ام٬ اما این حقیقت را با تو می گویم دخترم

مردمان بر روی زمین استوار٬ بیشتر از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار سقوط می کنند

شاید که شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد

آن شب٬ این الماس ٬ ریسمان نا استوار تو خواهد بود ٬ و سقوط تو حتمی است


شاید روزی ٬ چهره زیبای شاهزاده ای تو را گول زند٬ آن روز تو بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی ٬ همیشه سقوط می کنند


دل به زر و زیور نبند٬ زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و
خوشبختانه ٬ این الماس بر گردن همه می درخشد.......

اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی ، با او یکدل باش

نامه چارلی چاپلین به دخترش :

دخترم:

اينجا شب است٬ يک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهيان بی سلاح خفته اند.

نه برادر و نه خواهر تو و حتی مادرت ، بزحمت توانستم بی اينکه اين پرندگان خفته را بيدار کنم ، خودم را به اين اتاق کوچک نيمه روشن٬ به اين اتاق انتظار پيش از مرگ برسانم . من از توليسدورم، خيلی دور...... اما چشمانم کور باد ،اگر يک لحظه تصوير تو را از چشمان من دور کنند.
تصوير تو آنجا روی ميز هست . تصوير تو اينجا روی قلب من نيز هست. اما تو کجايی؟ آنجا در پاريس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه "شانزليزه" ميرقصی . اين را ميدانم و چنانست که گويی در اين سکوت شبانگاهی ٬ آهنگ قدمهايت را می شنوم و در اين ظلمات زمستانی٬ برق ستارگان چشمانت را می بينم.
شنيده ام نقش تو در نمايش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدخت ايرانی است که اسير خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش و برقص. ستاره باش و بدرخش .اما اگر قهقهه تحسين آميز تماشاگران و عطر مستی گلهايی که برايت فرستاده اند تو را فرصت هشياری داد٬ در گوشه ای بنشين ٬ نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار . من پدر تو هستم٬ ژرالدين من چارلی چاپلين هستم . وقتی بچه بودی٬ شبهای دراز به بالينت نشستم و برايت قصه ها گفتم . قصه زيبای خفته در جنگل ٬قصه اژدهای بيدار در صحرا٬ خواب که به چشمان پيرم می آمد٬ طعنه اش می زدم و می گفتمش برو .
من در رويای دختر خفته ام . رويا می ديدم ژرالدين٬ رويا.......

رويای فردای تو ، رويای امروز تو، دختری می ديدم به روی صحنه٬ فرشته ای می ديدم به روی آسمان٬ که می رقصيد و می شنيدم تماشاگران را که می گفتند: " دختره را می بينی؟ اين دختر همان دلقک پيره .

اسمش يادته؟ چارلی " . آره من چارلی هستم . من دلقک پيری بيش نيستم. امروز نوبت تو است. برقص من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم ٬ و تو در جامه حریر شاهزادگان می رقصی . این رقص ها ٬ و بیشتر از آن ٬ صدای کف زدنهای تماشاگران ٬ گاه تو را به آسمان ها خواهد برد. برو . آنجا برو اما گاهی نیز بروی زمین بیا ٬ و زندگی مردمان را تماشا کن.
زندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه های تاریک را ٬ که با شکم گرسنه میرقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد . من یکی ازاینان بودم ژرالدین ٬ و در آن شبها ٬ در آن شبهای افسانه ای کودکی های تو ، که تو با لالایی قصه های من ٬ به خواب میرفتی٬ و من باز بیدار می ماندم در چهره تو می نگریستم، ضربانقلبت را می شمردم، و از خود می پرسیدم: چارلی آیا این بچه گربه، هرگز تو را خواهد شناخت؟
تو مرا نمی شناسی ژرالدين . در آن شبهای دور٬ بس

قصه ها با تو گفتم ٬ اما قصه خود را هرگز نگفتم . اين داستانی شنيدنی است‌:

داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترين محلات لندن آواز می خواند و می رقصيد و صدقه جمع می کرد .اين داستان من است . من طعم گرسنگی را چشيده ام . من درد بی خانمانی را چشيده ام . و از اينها بيشتر ٬ من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقيانوسی از غرور در دلش موج می زند ٬ اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را میشکند احساس کرده ام.

نيمه شب هنگامی که از سالن پر شکوه تأتر بيرون ميايی نگاه تحسین کنندگان ثروتمند را يکسره فراموش کن اما حال آن راننده تاکسی را که ترا به منزل میرساند

بپرس حال زنش را هم بپرس و اگر آبستن بود و پولی برای خريدن لباس بچه اش نداشت چک بکش و پنهانی توی جيب شوهرش بگذار

گاه به گاه ٬ با اتوبوس ٬ با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن٬ و دست کم روزی يکبار با خود بگو :" من هم یکی از آنانهستم ." تو یکی از آنها هستی - دخترم ، نه بیشتر ،هنر پیش از آنکه دو بال دور پرواز به آدم بدهد ، اغلب دو پای او را نیز می شکند .

و وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه ، خود را بر تر از تماشاگرانرقص خویش بدانی ، همان لحظه صحنه را ترک کن ، و با اولین تاکسی خود را به حومه پاریس برسان . من آنجا را خوبمی شناسم ، از قرنها پیش آنجا ، گهواره بهاری کولیان بوده است. در آنجا ، رقاصه هایی مثل خودت را خواهی دید . زیبا تر از تو ، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو . آنجا از نور کور کننده ی نورافکن های تآتر " شانزلیزه " خبری نیست .
نور افکن رقاصگان کولی ، تنها نور ماه است نگاه کن ، خوب نگاه کن . آیا بهتر از تو نمی رقصند؟

اعتراف کن دخترم . همیشه کسی هست که بهتر از تو می رقصد .
همیشه کسی هست که بهتر از تو می زند .و این را بدان که درخانواده چارلی ، هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا یک گدای کنار رود سن ، ناسزایی بدهد
.
من خواهم مرد و تو خواهی زیست . امید من آن است که هرگز در فقر زندگی نکنی ، همراه این نامه یک چک سفید برایت می فرستم .هر مبلغی که می خواهی بنویس و بگیر . اما همیشه وقتی دو فرانک خرج می کنی ، با خود بگو : " دومین سکه مالمن نیست . این مال یک فرد گمنام باشد که امشب یک فرانک نیاز دارد
."
جستجويی لازم نيست . اين نيازمندان گمنام را ٬ اگر بخواهی ٬ همه جا خواهی يافت
.
اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم ٬ برای آن است که ازنیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم٬ من زمانی دراز در سیرک زیسته ام٬ و همیشه و هر لحظه٬ بخاطر بند بازانی که از روی ریسمانی بس نازک راه می روند٬ نگران بوده ام٬ اما این حقیقت را با تو می گویم دخترم : مردمان بر روی زمین استوار٬ بیشتر از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار ٬ سقوط می کنند . شاید که شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد .

آن شب٬ این الماس ٬ ریسمان نا استوار تو خواهد بود ٬ و سقوط تو حتمی است .
شاید روزی ٬ چهره زیبای شاهزاده ای تو را گول زند٬ آن روز تو بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی ٬ همیشه سقوطمی کنند
.
دل به زر و زیور نبند٬ زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و خوشبختانه ٬ این الماس بر گردن همه می درخشد
.......
اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی ، با او یکدل باش ، به مادرت گفته ام در این باره برایت نامه ای بنویسد . او عشق را بهتر از من می شناسد. و او برای تعریف یکدلی ، شایسته تر از من است . کار تو بس دشوار است ، این را می دانم
.
به روی صحنه ، جز تکه ای حریر نازک ، چیزی بدن ترا نمی پوشاند . به خاطر هنر می توان لخت و عریان به روی صحنه رفت و پوشیده تر و باکره تر بازگشت . اما هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند
.
برهنگی ، بیماری عصر ماست ، و من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده دار می زنم .

اما به گمان من ، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری .
بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد . مال دوران پوشیدگی . نترس ، این ده سال ترا پیر تر نخواهد کرد

 

.....

بازگشت به صفحه اصلي

بازگشت به فهرست صفحه سرگرمی

بالا

 

صالح موسوی www.kallaj.com Saleh Mousavi